فک کنم دارم کم کم تبدیل به جغد میشم!! تقریبا یکی -دو هفته اس که ساعتهای خوابم بهم ریخته! یا بهتره بگم ، داغون شده!! شبها نمی تونم زودتر از 4:30 – 5 بخوابم! روزا هم ساعت 4 – 4:30 یبدار میشم! یعنی تو ساعات روزانه ام ،صبح و ظهر ندارم!.. دلم برا خوردن صبحونه تنگ شده بود تا...... امروز صبح!!.... بالاخره امروز صبح، صبحونه خوردم!! از دیشب یکسره تا صبح بیدار بودم!! امروز دیگه ساعت 7 – 7:30 صبح خوابیدم!! تو این دو هفته ،کل شب و تا صبح، داستان و رمان می خوندم!!(تقریبا یه هفته ی اول).. بعدش به خاطر طراحی وبلاگم، تا صبح درگیر اون بودم! بعدش دوباره شروع کردم به خوردن! داستان و رمان!!.. تا یه داستان و تموم نمی کردم، نمی تونستم بخوابم! دیشب با داستان ها، خداحافظی کردم، دیگه بسه!!.. امیدوارم خیلی زود ، دوباره بتونم صبح و ظهر و ببینم! باید حسابی از همه ی لحظاتم استفاده کنم!..
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
A mind, like a home, is furnished by its owner, So if ones life is cold and bare, He can blame none but himself. یه ذهن، مثل یه خونه، توسط صاحبش مبله میشه.. بنابراین اگه زندگی کسی، سرد و خالیه، نمی تونه کسی و جز خودش سرزنش کنه
تير 1390 خرداد 1390 AuthorsLinks
دنیای عاشقانه سبا و محسن
SpecificLinkDump
کیت اگزوز ریموت دار برقی
کاربران آنلاین: بازدیدها :
|